تبليغاتX
¸.•ܓܨرها تر از رهاܓܨ•.¸

.:: همه جا واست نوشتم ... ::.

روي فرش سنگ مرمر، روي نقشه هاي کاشي
همينو فقط نوشتم ؛ مي ميرم اگه نباشي
روي شمعدوني و نرگس ، رو گلاي ناز پونه
همينو فقط نوشتم ؛ تو بياي بهشت خونه
تو خاکياي کوچه ، روي آجرهاي ديوار
همينو فقط نوشتم ؛ منتظر براي ديدار
روي جلداي کتابا ، روي صفحه هاي دفتر
همينو فقط نوشتم ؛ هر کسي به جز خودت پَر

+  هنگامه | :   | 

.:: فدا شدن آسونه... ::.

چه آسان گشت مُردن بر جوان

چو عاشق گشت ، جانش کرد فدا

چون عشق او بر او خنجر بزد

سينه اش گشت تکه تکه ، صد به صد

به فکر افتاد که بايد مُرد

از اين دنيا ، بايد رفت

زندگي بي او هيچ گردد

همهء دنيا پوچ گردد

تمام زندگيم تو هستي - با تو هميشه - بي تو هرگز

زندگيم را مهرت کرده ام - پس اين را بدان که عاشقت هستم

به اين خاطر که جانم را فدايت کرده ام ...

+  هنگامه | :   | 

.:: عزيزم.......... ::.

هرگاه از قلبهاي بي عاطفه خسته مي شوي...
تنها قلبي را به ياد بياور ، که در سينه به ياد تو مي تپد...
به کسي که اجازه نمي دهد باد حوادث...
خاطرات با تو بودن را از ذهنش پاک کند ...
ايمان بياور...

+  هنگامه | :   | 

.:: بودن يا نبودن......... ::.

دوباره نزديک مي شوم به سالروز آمدنم...
به برگزيده شدنم براي بودن...
اما ، بودن کافي است؟؟؟
 بودن يا نبودن ، مسئله اين است...!

+  هنگامه | :   | 

.:: عاشقانه هاي تلگرافي... ::.

نوشته : مَرد ، عاشق بود ، نقطه
و همدست شقايق بود ، نقطه
همان مَردي که مُرده بر سر دار
...و سطر بعد ، هق هق بود ... نقطه
نوشته : با همين پرواز ، نقطه
برايم پُست کن يک ساز نقطه
که اينجا هر "پَري" يک تاز دارد
همه جز من ، سه نقطه ، باز نقطه
نوشته : تارت افتاده شکسته
و هر چيزي که خدا داده شکسته
و يادش رفت، نقطه ، آخر خط باز نقطه
و رسم شعر را ساده شکسته

+  هنگامه | :   | 

.:: بي تو هرگز.... ::.

منم فرزانه... همون که تا آخر دنيا با هات مياد...
هر جا که بري... حتي تا خود جهنم...

.:: ديدار بعدي ... آبان ماه ::.

چشم هاي خيس و نمناک ...مرا به ياد

                                                   آسمان گرفته مي اندازد .

تو بدون باران چگونه خواهي زيست

                                            که من بدون

                                                         چشمهايت هرگز !